حكيم ابوالقاسم فردوسى
1115
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
چو بر سر نهد تاج بر تخت داد * جهانى ازان داد باشند شاد سر انجام بستر ز خشتست و خاك * وگر سوخته گردد اندر مغاك ازين دودمان شاه جمهور بود * كه رايش ز كردار بد دور بود نه هنگام بد مردن او را بمرد * جهان را بكهتر برادر سپرد ز دنبر بيامد سرافراز ماى * جوان بود و بينا دل و پاك راى همه سندلى پيش او آمدند * پر از خون دل و شاه جوى آمدند بيامد بتخت مهى بر نشست * ميان تنگ بسته گشاده دو دست مرا خواست انباز گشتيم و جفت * بدان تا نماند سخن در نهفت اگر زانك مهتر برادر تويى * به هوش و خرد نيز برتر تويى همان كن كه جان را ندارى برنج * ز بهر سرافرازى و تاج و گنج يكى از شما گر كنم من گزين * دل ديگرى گردد از من بكين مريزيد خون از پى تاج و گنج * كه بر كس نماند سراى سپنج ز مادر چو بشنيد طلخند پند * نيامدش گفتار او سودمند بمادر چنين گفت كز مهترى * همى از پى گو كنى داورى بسال ار برادر ز من مهترست * نه هر كس كه او مهتر او بهترست بدين لشكر من فراوان كسست * كه همسال او به آسمان كركسست كه هرگز نجويند گاه و سپاه * نه تخت و نه افسر نه گنج و كلاه پدر گر بروز جوانى بمرد * نه تخت بزرگى كسى را سپرد دلت جفت بينم همى سوى گو * برآنى كه او را كنى پيش رو من از گل برين گونه مردم كنم * مبادا كه نام پدر گم كنم يكى مادرش سخت سوگند خورد * كه بيزارم از گنبد لاژورد اگر هرگز اين آرزو خواستم * ز يزدان و بر دل بياراستم مبر زين سخن جز بنيكى گمان * مشو تيز با گردش آسمان كه آن را كه خواهد دهد نيكوى * نگر جز بيزدان بكس نگروى من انداختم هرچ آمد ز پند * اگر نيست پند منت سودمند نگر تا چه بهتر ز كار آن كنيد * وزين پند من توشهء جان كنيد و زان پس همه بخردان را بخواند * همه پندها پيش ايشان براند كليد در گنج دو پادشا * كه بودند بادانش و پارسا بياورد و كرد آشكارا نهان * بپيش جهان ديدگان و مهان سراسر بر ايشان ببخشيد راست * همه كام آن هر دو فرزند خواست چنين گفت زان پس بطلخند گو * كه اى نيكدل نامور يار نو شنيدم كه جمهور چندى ز ماى * سرافرازتر بد بسال و براى پدرت آن گرانمايهء نيكخوى * نكرد ايچ ازان پيش تخت آرزوى نه ننگ آمدش هرگز از كهترى * نجست ايچ بر مهتران مهترى نگر تا پسندد چنين دادگر * كه من پيش كهتر ببندم كمر نگفتست مادر سخن جز بداد * ترا دل چرا شد ز بيداد شاد ز لشكر بخوانيم چندى مهان * خردمند و برگشته گرد جهان